(نوشته شده در شماره مرداد نشریه فردای نهاوند،گزیده ای از سفر سه روزه خرداد به نهاوند)

تاريخ ، محتاج زمان ، زمين وانسانهاست . تاريخ بستر عمر ميليونها ساله انسانهاي زمين است
كه در زمانهاي مختلف آمدند ، ماندند ورفتند . تاريخ تصويرگر تمام بودن ها وشدن هاست . هميشه قدرت حاكم دريك جامعه ، قانون وعدالت را وضع مي كند وفاتحان وقدرتمندان ، تاريخ را مي نگارند اما تمام هويت تاريخ در دست انسانهايي است كه آمدند براي بيان حقيقتي
از انسانهاي خوب وبد عصر خودشان . اينان انسانهايي هستند كه جاودان مي مانند وتاريخ مديون آنهاست وزمين به بودنشان مي بالد . تاريخ دنياي امروز به سختي وآه برگهاي كتابش را ورق
مي زند وانسان در مثلث سياست ، سرمايه وجنگ قرار گرفته وتمام مشكلات دنياي ديجيتال انسان ماشيني تنها در جمله اي كوتاه بيان مي شود : تلاش براي زنده ماندن !

بودني كه شايد بهتر از هرنبودني باشد آن هم درزماني كه مي كشند تا زنده بمانند وشايد انسان امروز محتاج درماني براي روحش وجانش باشد . درماني براي بهتر شدن افكارش . چرا كه
 اگر بيماري روح در كالبد جامعه اي رواج يابد جامعه كم كم به سوي انحطاط اخلاقي وفرهنگي پيش مي رود وتاريخ سياه مي نگارد مطالعات و آمار و مستندات امروز حكايت از بحران بزرگ سياسي – اقتصادي و اجتماعي دارد ونمودار هاي سلامت فكري وروحي مردم به وضعيت خطر نزديك مي شود . آمار هاي سازمان هاي جهاني گوياي اين مطلب است كه تمام انسانهاي جهان امروز بيمارند . امروزه بيشتر از نيمي از مردم جهان از شرايط روحي ورواني خوبي برخوردار نيستند . بيش از نيمي از مردم جهان از شرايط سياسي – اجتماعي واقتصادي حاكم راضي نيستند وبيش از نيمي از مردم زير خط فقر زندگي مي كنند وكمتر از 15 درصد مردم جهان به زندگي وآينده خود اميد وارند .

تاريخ در زماني اين حقايق را مي نگارد كه انسان امروزي وحاكمان قدرت هيچ عبرتي از گذشته ها نگرفته اند وهنوز نمي دانند كه سياست وجنگ نابود مي كند وحقيقت وصلح تنها در جامعه اي مي ماند كه مردم به خاكشان متعهد باشند .

روزگار غريبي است . زمين بغض كرده است . مردمان سرزميني با 7000 سال تاريخ در دستان كوهها ودر گوشه اي دور گرفتار هزاران درد شده اسند آنهم براي روشنايي فرداي شهرستان نهاوند .

اينجا قلب زمين است قلبي كه نبض تاريخ جهان است وخاكش تجزيه شده از صدها هزار قلبي است كه طي قرن ها حضورشان در زمين تپيدند وبا تمام تلخي ها وجنگ ها ساختند . اين خاك شاهد صدها هزار چشمي است كه به خاطر بودنش اشك شدند براي تازيانه هايي كه به ناحق
 مي آمد .

اينجا قلب زمين است كه سحر گاهانش با طلوع خورشيد گيان شروع به تپيدن مي كند وغروب در تنهايي دو خواهران آرام مي گيرد . اينجا غرور تاريخ است با شناسنامه مستندي به نام تپه گيان با هزاران سال قدمت وسينه اي پراز رازهاي ناگفته .

نهاوند امروز شهري است كه علاوه بر داشتن پتانسيل هاي بالاي انساني در زمينه ها مختلف همواره از جايگاه حقيقي خود دور مانده وشايد در سالهاي اخير با كم توجهي مسئولين دورتر
 هم دشه باشد . كافي است نگاه كوتاهي به آمار موفقيت زنان ومردان اين ديار بيندازيم تا به
اين حقيقت اذعان كنيم . نهاوند مي تواند تنها با گامي كوتاه در تمام زمينه هاي اجتماعي
– اقتصادي – علمي و .... به جايگاه حقيقي خود بر گردد ودر داخل وخارج كشور تاثير گذار باشد . واين گامي است براي فردايي سراسر روشنايي وخوشبختي براي نهاوند .

جهان خدمتگزار انسانهايي است كه براي انسانيت آمدند تا بمانند براي تاريخشان وخاكشان وخواستند ريشه اي در خاك باشند نه در گلدان ! ودر جهان امروز تنها ريشه اي در خاك است
 كه تاريخ داشته باشد ومردمي علاقمند به نگهداري تاريخ وفرهنگ .

وامروز هم اين سرزمين با همه سختي ها ومحروميت هاي ناحق ايستاده ومي خواهد گامي بردارد براي روشنايي فرداي شهرش . قدرت حقيقي انسانها در اتحاد فكر وانديشه است . انديشه اي براي شكوفايي اجتماعي – اقتصادي و..... نهاوند شايسته جايگاهي بس والاتر است .

تپه گیان نهاوند، قلب زمین،7000سال تاریخ : غریب،تنها و . . .