خداوندا هزار مرتبه شکرت

خداوندا  هزار مرتبه شکرت....

بخاطر نعمت هایی که به من عطا نموده ای

بخاطر همراهی برای عبورم از طوفانهای سخت زندگی

بخاطر حذف بدترین ، پست ترین و کثیفترین ها از زندگی ام

و دادن بهترین ، والاترین و پاکترین ها به زندگی ام

بخاطر اینکه اینقدر بزرگ اندیش و دارای کمالم کردی

که با قدرت و عزت چیزهای بی ارزش ، بد و نادرست برایم هیچ باشن

و آدمهای پست ، حقیر و ذلیل در مقابلم زبون و بی ارزش باشن

بگونه ای که حتی لحظه ای به  فکرم نیان و ذره ای واسم مهم نباشن

خداوندا هزار مرتبه شکرت...

بخاطر سلامتی ، آرامش و انگیزهای مثبت زندگی ام

بخاطر حضور و حمایت عاشقانه خانواده به خصوص پدر و مادرم

بخاطر همراهی و همیاری دوستان عزیزی که صادقانه با من هستند

خداوندا هزار مرتبه شکرت...

روز و روزگار به لطفت خوش است و عالی...

پیشرفت خیلی خوب کاری و مالی...

ایجاد تحولات مهم و انگیزه های بالا برای هنرم  مخصوصا نقاشی...

و مهمتر از همه قوی تر  شدن ایمان قلبی و تفکر مطلق آسمانی ام برای حضور و حمایتت...

خداوندا هزار مرتبه شکرت...

از اینکه آنقدر از بودنت سرشارم که آرامش بخشترین و بهترین لحظات من تنها با توست...

و روزگار و زندگی را با آرامش و انگیزه بیشتری برایم فراهم نمودی و نگه میداری...

خداوندا هزار مرتبه شکرت...

بخاطر وجودت ، بخاطر همه چیز....

 

 

پس از 6 ماه

ساعت صفر و حال الان من

۰ من عاشق ساعت ۰۰:۰۰ یعنی دوازه نیمه شبم .....

 

 

وقتی زمان یه ثانیه می ایسته تا روز و تاریخ عوض بشه

اکثر آدما تو این ساعت خوابن و تنها زمانیه که همچی صفر میشه!!!

 

. آخرین امتحان ترم بهار ۹۲ منم دیروز با تحویل تحقیق مروری بر نقاشی قاجار تمام شد......

 

 

.  تو فکر چگونگی رفع خستگی امتحانها بودمکه درگیر تغییر رنگ و دکور منزل جهت تنوع شدم ....

 

. بعضی اوقات انسان خیلی حرفها واسه گفتن داره اما نمیدونه چطوری و از کجا شروع کنه!؟

 

. وقتی تمام زندگیت و تمام وقتت به طور جدی  صرف هنر میشه و به یا عبارتی زندگیت هنری میشه

تمام نگاهت به دنیای پیرامون با یه حس و تفکر خاصی آمیخته میشه...... و اگر هنرت در زمینه

نقاشی و موسیقی باشه تمام خطها . رنگها و صداها مفهوم و شکل دیگه ای واست دارند

چون جور خاصی اونهارو میفهمی و بهشون فکر میکنی...............

 

۰ من عاشق تابستونم ...

چون تابستون جز خاطره انگیزترین دوران زندگی من و خیلی ها در ایام کودکیه

تعطیلی مدارس . بازی . خوابیدن شبها تو حیاط یا پشت بوم  زیر آسمون پرستاره و.....

 

۰ من اینجا فقط مینویسم که نوشته باشم ..... برای خودم . احساسم  . حالم . خاطراتم  و بودنم  ......

به امید دیدار مادرجــــــون مهربونم

همیشه تو زتدگی از دست دادن عزیزان سخت و ناراحت کننده است................

اما به نظر من مرگ پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ سختره چون به هر حال جز عزیزانی هستند

که آدم از وجودشونه و از بدو تولد حسشون کرده .................................

 باهاشون زندگی کرده ازشون خاطرات فراوان داره و .....................

حس مادربزرگ یه حس خیلی خاصه مخصوصا وقتی مثه مادربزرگهای توی داستانها باشه

با اون چهره نجیب ، مهربون و همیشه خندون که حتی نوه هاشو بیشتر از بچه هاش دوست داره و ....

من وقتی دوتا پدربزرگم رو از دست دادم تنها دلخوشیم به دوتا مادربزرگم بود که همین چند وقت پیش

خدا مادربزرگ پدریمم ازم گرفت و علاوه بر ناراحتی از دست دادنش غصه چندسال ندیدنش درد منو

بیشتر کرد و هیچ وقت خودمو نمیبخشم که بهانه دوری راه باعث شد که تو این سه سال بهشون سر نزدم. 

 هر ماه و هر فصل بخاطر کار و درس زمان رفتن به همدان رو عقب مینداختم

و در نهایت این نرفتن باعث افسوس همیشگیم  شد ........................

 بعد فوتشون به عنوان نوه بزرگ حضور و ارتباط معنوی بیشترم رو باهاشون حس میکنم.

مادرجون من نمونه کامل و ناب یه مادربزرگ خوب بود و با تمام مریضی ها و سختی هاش

همیشه نجیب ، آرام ، خندان و  شاکر خدا بود و................

به امید دیدار مادرجون مهربونم .................... دوستت دارم .............

هنر درمانی (قسمت دوم)

جلسات هنر درماني در گروه‌هاي کوچک و بزرگ و يا با خانواده‌ها برگزار مي‌شود. شيوه و تکنيک‌هاي متنوعي در هنردرماني وجود دارد. در هنر درماني استفاده از هنر واسطه‌اي براي دستيابي به اهداف درماني مورد توجه قرار مي‌گيرد، به‌عنوان مثال مي‌توان از نقاشي انگشتي، نقاشي رنگ و روغن و گل که واسطه لمسي محسوب مي‌شوند نام برد. ? نقاشي احساسات براي همه بيماران يا به‌عبارتي مراجعان، هنر درماني شکلي از تماس و ارتباط غيرکلامي است که از طريق فاصله انداختن بين افکار و احساسات مشکل‌دار نفعي را عايد آنها مي‌کند و همچنين به بيماران روان‌پريش کمک مي‌کند تا رويا را از واقعيت جدا کنند. تحقيقات نشان داده‌‌اند وقتي افراد در فعاليت‌هايي شرکت مي‌کنند که از آن لذت مي‌برند، فاکتورهاي فيزيولوژيک آنها مانند فشار خون، ضربان قلب و تنفس آهسته‌تر مي‌شود، بنابراين به‌وسيله فعاليت‌ها و ارتباطات هنري مي‌توان کنش‌هايي را در فيزيولوژي و بيولوژي فرد فعال کرد، که آن کنش‌ها توان مقابله فرد در برابر بيماري‌ها را بالا برده، روي سيستم ايمني او تاثير مي‌گذارند. همچنين در بدن ما هورمون‌هايي وجود دارند که روي استرس تاثير مي‌گذارند. کاهش و ترشح اين هورمون‌ها تحت تاثير شرايط محيط است. در يک محيط بيمارستاني ممکن است فرد دچار استرس و حتي افسردگي شود، يک فعاليت هنري خوب مانند يک بازي هنري و موزيکال مي‌تواند تا حدود زيادي در کنترل و کاهش اين حالات مفيد باشد و نه‌تنها روان را تحت تاثير خود قرار بدهد بلکه به‌صورت مستقيم و غيرمستقيم روي جسم هم تاثير بگذارد. خلق هنر فرصتي است تا چشم‌ها و دست‌ها با هم تمرين کنند و بين آنها هماهنگي ايجاد شود و مسيرهاي عصبي بين دست و مغز تحريک وتهييج شود. شما بايد با گل کار کنيد، مجسمه بسازيد، رنگ را برداريد و روي کاغذ يا بوم بکشيد، نمايش اجرا کنيد، وارد قصه شويد و همه اين فعاليت‌ها انسان را وادار مي‌کند، در محيط فعال باشد، در نتيجه ارتباط بيشتري با ديگران خواهد داشت، سطح انرژي‌اش بالا مي‌رود و اعتمادي را که براي مقابله و يا پذيرش بيماري لازم دارد، به‌دست مي‌آورد. آمريکا و اروپا در زمينه تاثير هنردرماني در درمان اختلالات رواني و رفتاري پژوهش‌هاي بسياري انجام داده‌اند. در اين کشورها روي تاثير هنر درماني در کاهش و درمان انواع بيماري‌هاي رواني، از اسکيزوفرني‌ها و افسردگي‌هاي دوقطبي گرفته تا اضطراب و افسردگي و مشکلات هيستريک و وسواس کار شده‌است. پژوهش‌هاي زيادي هم در زمينه روانکاوي و تأثيرات مثبت هنردرماني در درمان بيماراني که مشکلات آنها (مانند؛ اضطراب‌ها، ترس‌ها، افسردگي‌ها و وسواس‌هايشان) به نوعي داراي زمينه‌هاي دروني و ناخودآگاه است، انجام شده. به تازگي هنر درماني وارد حيطه‌هاي رفتارگرايي و شناخت‌گرايي هم شده‌است. هنر درماني در دنيا نه تنها به عنوان روشي براي درمان اختلالات رواني مدنظر است بلکه در درمان و کاهش بيماري‌هاي جسمي هم مورد توجه قرار مي‌گيرد. تحقيقات بيشماري در زمينه تاثير مثبت هنر درماني روي بيماران جسمي مانند مبتلايان به اچ.آي.وي و سرطان و کساني که دچار صدمات مغزي شده‌اند و همچنين بيماراني با مشکلات عصب شناختي انجام شده‌است. در دهه‌‌هاي اخير بيشتر تمرکز هنردرماني روي پيشگيري و بالا بردن سطح سلامت و کيفيت زندگي افراد متمرکز شده‌است. در مورد اينکه با هنر درماني چطور مي‌توان، مردم را توانمندتر کرد و توان مقابله آنها را با مسائل احتمالي زندگي افزايش داد، کارهاي زيادي انجام شده‌است. با استفاده از هنردرماني مي‌توان مهارت‌هاي اجتماعي مردم را افزايش داد. در واقع هنر درماني هم مثل زمينه‌هاي پزشکي بيشتر از اينکه توجه خود را به درمان معطوف کند، در مورد پيشگيري و تقويت بهداشت رواني افراد کار مي‌کند و درمرحله نخست سعي دارد از طريق توانمندي‌سازي انسان از ابتلا به بيماري‌ها جلوگيري کند و در مرحله بعدي به درمان و کاهش بيماري‌ها بپردازند.

هنر درمانی (قسمت اول)

 

آيا میدانید بسياري از بيماري‌ها را با استفاده از هنر مي‌توان درمان کرد؟! همه ما در دوران کودکي نقاشي‌هايي کشيده‌ايم. نقاشي‌ خيلي وقت‌ها ما را به ياد اولين تجربه‌هاي قلم در دست گرفتنمان مي‌اندازد. بجز عده محدودي که نقاشي را به صورت حرفه‌اي در سنين بزرگسالي دنبال مي‌کنند تقريبا نقاشي‌کشيدن براي ما به خاطره‌اي دور تبديل مي‌شود اما آيا مي‌دانيد نقاشي يکي از ابزارهاي هنر درماني است؟ در واقع هنر درماني شامل طيف وسيعي از کاربردهاي درماني است که از هنرهاي ديداري مانند نقاشي، کلاژ، طراحي و مجسمه‌سازي تشکيل شده‌است. در يک سوي اين طيف هنر به عنوان ابزاري از ارتباط غيرکلامي مورد تاکيد قرار دارد چون آثار هنري علاوه بر امکان تداعي و تفسير به درک و حل مشکلات هم کمک مي‌کند. در سوي ديگر اين طيف، درمان از خود فرآيند هنري ناشي مي‌شود. هنر درماني يک خدمت تخصصي انساني است و برپايه دانش رشد انسان و تئوري‌هاي روانشناختي قرار دارد. فرحناز نژادي ، هنر درمانگر در اين مورد مي‌گويد: سودمندي و موفقيت اين روش وابسته به نيرويي است که يک اثر هنري خاص در طول زمان براي حل تعارضات درون فردي و تعارضات بين فرد و جامعه از خود نشان مي‌دهد. بنابراين کار هنر درمانگر در حيطه درمان، توضيح و تشريح هنرهاي ديداري است که به‌عنوان پلي بين تجارب دروني و بيروني فرد است. درمانگر با توجه به سن، توانايي و وضعيت درمانجو و ديدگاه خود نوع وسيله هنري را انتخاب مي‌کند و روشي را برمي‌گزيند که تاثير فوري در فرد ايجاد کرده و منجر به رهايي محتويات ناخودآگاه ذهن او شود. در نقاشي درماني و به‌طور کلي هنر درماني تکنيک‌هاي حرفه‌اي يک هنر به هيچ عنوان مورد توجه نيست. اين هنر درمانگر، در ادامه مي‌افزايد: هنر درماني در دو بخش درمان و پيشگيري و بهداشت روان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. تخليه هيجاني و رسيدن به آرامش، مواجهه با تعارضات خود، کسب آگاهي، افزايش بينش و سازگاري از اهداف درماني اين روش است. در بخش پيشگيري کاربرد هنر وسيع‌تر شده و شامل آموزش و پرورش کودکان استثنايي و عادي، افزايش اعتمادبه‌نفس در نوجوانان و پيشگيري از پرخاشگري در آنها، آموزش موارد تربيتي، اجتماعي و فرهنگي در جهت رشد شخصيت فردي و اجتماعي و شکل‌گيري هويت کودک و پرورش خلاقيت او مي‌شود. نگاهي به آثار و نقاشي‌هاي به جاي مانده از انسان غارنشين دوران پارينه سنگي و تجريه و تحليل آنها، به‌وضوح روند تکاملي و سير رشد روحي و رواني نوع بشر را آشکار کرده و چگونگي برخورد با دغدغه‌هاي ذهني و همچنين ترفندهايي براي دستيابي به آرامش روحي را در اين تصاوير نشان مي‌دهد. بيشتر روانشناسان معتقدند هيچ تحليلي به‌طور کامل نمي‌تواند همانند تفسير تصاوير و نقاشي‌ها، تفاوت فکري و خصوصيات روحي افراد را نمايان کند. البته بديهي است که اين کار نياز به تخصص لازم دارد. به‌طور کلي همه آثار هنري از جمله نقاشي سرشار از پيام، تمثيل و اشاره است. چرا تخيلات هنري مانند خواب و رويا در اعماق وجود ناخودآگاه انسان، همه تمايلات، روحيات و محتويات دروني و گاه پنهان او را متجلي مي‌کند. انسان در نقاشي به کمک تجسم ذهنيات خود، کشمکش‌ها، دلهره‌ها، ناملايمات، کمبودها، ترس، اضطراب و در نهايت آمال و آرزوهاي خود را بيان کرده و راهي براي بروز، ارضاء و شايد در برخي مورد مقابله با آنها مي‌يابد. مصائب روحي انسان هنگامي که به طريقي بيان، ترسيم و مطرح مي‌شود باعث تسکين آلام عاطفي و فشارهاي دروني او شده و به نحوي ناخودآگاه اين ترس‌ها يا دغدغه‌ها با تجلي در نقاشي، ساخت مجسمه و يا حتي آرايش و رنگ‌آميزي چهره خود به نوعي زمينه‌ساز ارضاي تمايلات و آرزوهاي او مي‌شود. به همين دليل به‌طور مثال در نقاشي‌هاي انسان اوليه او را در حال شکار حيوانات، تقابل با بلاياي طبيعي، ساختن سرپناه و... مي‌بينيم. ترسيم مظاهر اصلي طبيعت مانند ماه و خورشيد و رعد و برق و سيل و توفان و غيره هم هريک به نوعي تداعي کننده بخشي از نيازها و ترس‌هاي اوست. کساني که داراي مشکلات سازشي هستند مي‌توانند با تصويرسازي ذهني و پياده کردن آن به حل مشکلات و مسائل خود نائل شوند که اين امر با کمک يک هنردرمانگر مجرب زودتر به هدف مي‌رسد. کاربرد باليني هنردرماني در برگيرنده کودکان و بزرگسالان بستري در بيمارستان‌ها و افراد روان‌پريشي که داوطلبانه در پي مداواي روان‌درماني هستند، افراد زنداني، عقب‌مانده‌هاي ذهني، کودکان مبتلا به ناتواني يادگيري، زوجين مشکل‌دار، خانواده‌ها و افرادي که علائمي از ناراحتي‌هاي هيجاني ناشي از بيماري‌هاي جسمي مانند بيماري‌هاي مزمن کليه، سرطان، هموفيلي، آسم، ديابت و مشکلات عصبي دارند، است.

احسان همچنان هست....

میگن چرا نیستی؟؟!!

 

چرا نمیای؟؟!!

چرا نمینویسی؟؟!!

من این ترم بدجور درگیر درس و امتحانها بودم چون همشونم عملی و پشت سر هم بودن

طراحی.مبانی رنگ.حجم.عکاسی.آبرنگ و......

اما بالاخره فردا چهارشنبه ۴ بهمن آخریشه ...........

خلاصه من هنوز هستم و نفس میکشم و فکر میکنم که چطور میتونم انسانتر باشم

دفترم . نقاشی . سازم . سینما و مشاوره مراجعین اینقدر منو درگیر خودش کرده

که به خیلی چیزا فکر نمیکنم حتی مشکلات اقتصادی ...............

اما همیشه به فکر این وب و دوستای خوب و موندگارم هستم و خواهم بود

حالا یه چیز از خودم بگم که نگید چیزی نگفته رفت!!!

مثلا:

من تازگی ها دارم به صورت شخصی و سفت و سخت رو هنر درمانی و به ویژه نقاشی درمانی

 کار و پژوهش میکنم واقعا موضوع جالب و پیچیده اییه  اما خیلی جذاب و مفصل ...

 دوست دارم تا حد مطلوب به جائی برسونمش و در کنار درس و دانشگاه رو هنر درمانی کار کنم.

شاید باورتون نشه که این موضوع در اروپا و آمریکا خیلی کاربرد داره و مورد استفاده است!!!

 به جز ناراحتی های روحی خیلی از ناراحتی های جسمی رو هم میشه با هنر درمانی بهبود داد.

.

.

.

.

خلاصه دارم برنامه ای میریزم تا اگه خدا بخواد حداقل هفته ای دوبار به طور منظم

با مطالب مفید و شخصی در خدمت دوستان عزیزم باشم.

 

روی اعصابترین 2 .....

روی اعصابترین : سوالهای بی مورد!!!(چرت ترین سوالها)

به رفيقم ميگم گوشيمو جا گذاشتم خونه گوشيتو چند لحظه بده، ميگه ميخواي زنگ بزني؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام ببينم كليپ خانوادگي جديد چي داري تو گوشيت !

عكس برادرزاده هامو نشون دوستم دادم با مامانشون. برگشته ميگه ااِاا داداشت زنم داره؟
...پـَـَـ نــه پـَـَــــ اينارو تو قرعه كشي بانك برنده شده ...

بعد مشخص شدن 3 تا از نمره ها و قطعي شدن مشروطي با رفيقمون رفتيم پارک يه بادي به کلمون بخوره، دختره اومده نشسته جلومون هِي چشمُ و ابرو مياد. رفيقم ميگه داره آمار ميده؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دلقک بازي در مياره مارو از اين وَضع خارج کنه!

شب ساعت 11 اومدم خونه بابام آيفونو برداشته ميگه مياي بالا؟
ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ آشغالا رو که مياري پايين ماهيانه منم بيار !!!

تو جاده بنزين تمام کرديم وايساديم کنار جاده 4 ليتري تکون ميديم ! طرف اومده ميگه بنزين تمام کردين ؟
ميگيم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميگيم هورا ! ما هم از اين دبـــّه ها داريم !

يه گوسفند خريده بوديم بسته بوديمش به درخت که قربونيش کنيم دختر خالم اومده ميگه آخــــــي ميخوان اين طفلي رو بکشن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ کار بد کرده بستيمش به درخت درس عبرتي باشه واسه بقيه ي گوسفندا

با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه: شمام عسل ميخواين!؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم!!

يه روز با جعبه خيلي بزرك رفتم اداره پُست، كًذاشتم رو ترازو جعبه رو كارمنده اومده ميكًه مي خواي پُست كنُي؟!
كًفتم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم وزنش كنم ببينم اكًر اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم

تو خيابون کفتر رو سر دوستم طرح زد! بعد دست ميکشه سرش ميگه ااااااااه کفتر بود ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ پري دريايي بود بوس فرستاد!

عروسي خواهرم ماموره اومده دم خونمون ميگه عروسيه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ختنه سرون بابامه جشن گرفتيم

به يارو ميگم قالپاق ريو دارين؟ مي پرسه ماشينت ريو هست ؟!؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ لامبورگينيِه قالپاق ريو ميندازم يه وقت ريا نشه!!!

به دوستم ميگم : وقتشه که ديگه برات آستين بالا بزنيم، ميگه يعني زن بگيرين ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ وضو بگيريم نماز جماعت بخونيم

ماشين رو بردم سرويس، ميگم فـــيلترش هم بذار، ميگه فيـــلتر هوا؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ فيلتــر شکن بذار ماشين شبا بتونه بياد فيسبوک

با رفيقم رفتيم پيک نيک ... بهش چاقو دادم در کنسروو باز کنه. ميگه: با چاقو بازش کنم؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ راست کليک کن روش اوپن ويت بزن با مديا پلير بازش کن

ماشينو تو روزنامه تبليغ کردم. ميگه ميخواي بفروشيش؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ معدلش بيست شده ازش قدرداني کردم

سوار ماشين بوديم يه موتور با سرعت دويست تا از کنارمون عبور کرده، رفيقم داشت با موبايلش ور ميرفت نديدش، ميگه:موتور بود؟
گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميگ ميگ بود؟!

رفتم آسايشگاه براي ديدن سالمندان. مسئول اونجا ميگه : اومدي عيادت ؟
ميگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ خيال کردي اومدم 2 تا از اين پيرمردها رو ببرم بزرگ کنم؟!

تو خيابون موتوريه اومد کيفم رو قاپيد، يارو ميپرسه دزد بود؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ رفيقم بود اومده بود امانتيش رو پس بگيره، فقط خواست هيجانش بيشتر باشه

رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه 2 تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوي مسئولش که وارد حسابم کنه؛ ميگه: ميخواي ببريشون؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم کتابارو بهت توصيه کنم بخوني، ميانگين ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا

رفتم سر خاک خدا بيامرزي دارم خرما تعارف مي کنم، طرف برداشته ميگه فاتحه است ديگه نه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خدا بيامرز زنده شده داريم جشن مي گيريم!

زنگ زدم 115، ميگه آمبولانس ميخواين قربان؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ يه پليس 110 ميخوام. بقيش هم آدامس بدين!

لامپ اتاقم سوخته، بابام اومده ميگه ميخواي عوضش کني؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام بهش پماد سوختگي بمالم خوب شه

رفتيم جلو دانشکده رو چمن نشستيم يکم درس بخونيم قبل امتحان. باغبون دانشگاه اومده ميگه ميخوام فواره ها رو باز کنم، پا ميشيد؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميشينيم قبل جلسه يه دوش آب سرد بگيريم، حال بيايم

تو مترو همه رو سر هم سوار شدن خانومِ اومده ميگه اون وسط جا نيست؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ جا هست ما مثِ مارمولک چسبيديم به شيشه يِ در!!

رفتيم تو اتوبان. ترافيک زيادي بود. دوستم ميگه احسان، ترافيکه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه اينکه احساسه غريبي بهمون دست نده، ماشينا چسبيدن به ما

پام رفته تو چاله وسط خيابون با مغز پهن شدم رو زمين اومدن دورمو گرفتن ميگن خوردي زمين؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ! دارم سجده شکر به جا ميارم

ميرم نونوايي ميگم حاجي بش دانا بربري خاشخاشلري ور. ميگه سن ترک سن؟
ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ لرم آپگريد شدم

يارو زنگ زده خونه ما ميگه اداره ثبت احوال؟ ميگم نخير. ميگه ااااا اشتباه گرفتم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ شما درست گرفتي من اشتباه ورداشتم !

رفتم پرنده فروشي ميگم آقا قناري‌هاي نر و مادتون کدومان ؟ ميگه ميخواي بخري ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ مامور منکراتم اومدم ببينم قفسشون يه وقت مختلط نباشه

داريم راز بقا ميبينيم ... پرنده داره تخم ميذاره ... دوستم ميگه تخم گذاشت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ جيش کرد به صورت بسته بندي شده !

با دوستم رفتيم بام تهران. يه يارو تو بانجي جامپينگ داشت بالا پايين ميرفت ... دوستم ميگه اگه اين کش پاره بشه مي خوره زمين داغون مي شه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ مي خوره زمين هوا ميره نمي دوني تا کجا ميره ...

به دوستم ميگم يه ذره حجابتو درست کن ... ميگيرن ! ميگه کي ؟ پليسا ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دست اندرکاران شبکه فشن تي وي !

توي فرودگاه با دوستم داريم از قسمت بازرسي رد ميشيم. يه دفعه صداي بوق بلند شده ... دوستم ميگه يعني من يه چيز فلزي همرامه ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ چون از بچگي بهت ميگفتن شونبول طلا الان اين داره بوق ميزنه !

داشتم يه گربه رو تو سبد مي بردم صداي ميو ميوش کل خيابون رو برداشته بود ... دختره ميگه گربس؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ نهنگه اختلال ژنيتيکي پيدا کرده

تو تاکسي نشستم. ميگم آقا پياده ميشم ... ميگه نگه دارم ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ چه کاريه ! ... خودمو پرت ميکنم بيرون. ديگه بالاخره شمام خسته شدي از صبح پشت فرمون !

اومدم برنامه رو ببندم. ميگه آر يو شُر يو وانت تو کوييت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ جاست کيدينگ !

زنگ زدم اورژانس ميگم تصادف شده. يارو ميپرسه کسي هم صدمه ديده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ فقط زنگ زدم بگم همه سالمند که از نگراني درتون بيارم !

قرص پشه گرفتم. داداشم ميگه بايد بزارم تو دستگاه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبح، ظهر، شب با يه ليوان آب بده به پشه‌ها سر يک ماه حالشون خوب ميشه !

رفتم به همسايه مون مي گم تخم مرغ داري؟ ميگه مي خواي غذا درست کني؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ مي خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسي داره

رفتم دندونپزشکي به دکتره ميگم آقاي دکتر اين دندون عقلم کج دراومده. اومدم حسابشو برسي! دکتره ميگه يعني ميگي بکشمش؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم دکتري ... يکم نصيحتش کني بلکه به راه راست هدايت شه

رفتم سوپر مارکت ميگم يه نوشابه بزرگ بده. ميگه يعني خانوادگي باشه ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ مجردم بود اشکالي نداره. فقط محجوب باشه و اهل نماز و روزه

قورمه سبزي آوردند سر ميز، دوستم مي پرسه قرمه سبزيه؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ کوکو سبزيه آبشو زياد کردن کم نياد

توي اخبار بانوان با مربي بدمينتون بانوان مصاحبه مي کرد مي گفت امسال مقامي هم آوردين؟ جواب داد اگه منظورتون اول تا سومه نه!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ منظورش مقام هفتاد و چهارمه که از هفتاد و پنج کشور کسب کردين!

مي گم فن رو چرا روي cpu نذاشتي، مي سوزه ها. مي گه يعني بايد بذارم ؟
مي گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پنکه سقفي بذار، کلاسش بيشتره ...

 

مي گم آدرس خيابون قائم مقام فراهاني،ميدان شعاع. مي گه يعني تا قائم مقام بايد برم ؟
مي گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ، تا امير کبير برو سلام برسون بهشون

صبح پا شدم رفتم سايپا ميگم خانم يه پيش فاکتور 132 ميخوام ميگه پرايد؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ بوگاتي وِيرون مدل 132 تحت ليسانس سايپا!!!

رفتم سر تمرين ريل مادريد از کاکا عکس و امضا گرفتم به عمّم نشون ميدم ميگه ااا رفتي امروز سر کمپشون؟
ميگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خود کاکا تو اتاقم طي الارض کرد تا باهام عکس بندازه و امضا بده

پايان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد ميگه ميخواي دفاع کني؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام حمله کنم

به داداشم ميگم برو عصاي آقاجون رو بيار؛ ميگه آقاجون ميخواد بره مگه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ؛ ميخواد به اذن پروردگار عصا رو تبديل به اژدها کنه

تو بانک واسه يه پيرزنه داشتم فيش پر ميکردم ازش ميپرسم شماره تلفن مي گه مي خاي تو فيش بنويسي؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ مي خوام باهات شبا با هم تلفني صحبت داشته باشم!!!

روی اعصاب ترین...

قسمت اول:نظر دادن در مورد همه چیز((عقل کل ترین))

آخرین نظریه ذرات اتم؟سرعت اوسین بولت در دوی صدمتر؟تعداد ستارگان کهکشان راه شیری؟تعمیر تخصصی هیوندای آ.سی؟انتخاب تخصصی رشته کنکور کارشناسی ارشد هنر؟تفسیر سطح کیفی لالیگا با بوندس لیگا؟ آخرین تاثیر تورم جهانی بر قیمت ارز و طلا؟تفاوت ساختار گویش زبانی شمال و جنوب آنگولا؟روش صحیح نگهداری نوزاد در منزل؟تاثیرتغییر طراحی کروی بالهای هواپیماهای جنگده بر سرعتشان؟ و..........

خانم/آقا اصلا شما عقل کلی؟!حکیم و دانشمندی؟!جامع الاکناف؟!و یا...؟!

بابا حداقل یه موضوعی رو انتخاب کن و فقط تخصصی در مورد اون نظر بده . که بعدش بشه گفت آقا فلان چیز و میخوای برو از فلانی بپرس . نه اینکه هرکس دهن باز میکنه یا هر چیزی میشه شما یه نظری بدی!

همشم سر تکان میدی و میگی:نه!اینجوری نیست!!اونجوریه!!

آخه لامصب مگه من گفتم چه جوریه ......؟!

که تو میگی:اینطور نیست؟!

حتما باید نظر بدی؟؟اگه نظر ندی میمیری؟؟

حالا دلیل نمیشه که معدل دیپلم ریاضیت ۱۸ بوده و عربی و شیمی رو تو کنکور بالا زدی و رشته گیاهپزشکی فلان دانشگاه قبول شدی و حالابخوای در مورد نحوه اجرای مراسم اسکار نظر بدی!!یا شرایط آمادگی جسمانی خورخه لورنزو در مسابقات جهانی موتورسواری سرعت!!

اینهایی که هرچی میگی نظری دارن . حتی اگه نظرشون هم درست باشه اما همین نظر دادنشون در مورد همه چیز حرص آدمو در میاره مخصوصا وقتی حالتی به چهره و نوع بیانشون میدن که انگار آخر تئوریسین های او موضوع هستن ......

به خدا بعضی وقتها آدم میخواد با تانک از روشون رد بشه از بس رو اعصابن .......

خانم/آقا اگه از من میشنوید اصلا  با این جماعت حرف نزنید کلا.

زندگی سریع با تمام هنر

اینجا پر از گرد خاک شده.....

 

انگار کمکم داره فراموش میشه یا نمیشه!!!

خیلی روزها واسم سریع میگذره بیشترم بخاطر کارهای دانشگاه و دفتره

اگرم در کنارش وقتی باشه واسه ساز و دیدن فیلم و کتابه.....

بیشتر هم بخاطر اینه که اکثر کارهای دانشگاه عملیه و وقت زیادی میگیره

بعضی وقتها در بین این کارها نوستالژی هایی  هست که دلم بخاطرش بدجور میگیره

کلن به نظر من زندگی واسه کسی که تمام کارهاش و ساعاتش با بیان احساس بوسیله هنره

طعم و نوعش از نوع دیگریه مخصوصا وقتی که به طور جدی و آکادمیک داره کار هنر میکنه.

خیلی وقتها دلم واسه چیزهایی تنگ میشه که همیشه هستند و گاهی برای چیزایی که نیستند.