پنجمین دفتر . . .
جای خیلی قشنگی بود و روش خیلی انرژی گذاشتم تا شیک بشه
تا حدود پائیز ۸۶ که رفتم مالزی و اونجا رو پس دادم
وقتی برگشتم دوباره یه جارو اجاره کردم اما چون کوچیک بود ۶ ماه بیشتر نبودم
جای بعدی خیلی بزرگ بود و همکارامم زیاد اما همین موضوع باعث شد
این دفترم با مشکلات مالی مواجه بشه و بعد یه مدت اونجارم پس دادم
جای چهارم خیلی کوچیک بود اما چون خودم تنها بودم کافی بود
تا دانشگاه قبول شدم و مجبور شدم اونم پس بدم و برم دانشگاه
وقتی انصراف دادم و بر گشتم یه مدت گرافیک گل سرخ بی مکان بود!
تا همین چند روز پیش جایی رو واس پنجمین بار گرفتم تا به امید خدا ببینم اینبار چی میشه!؟
این پنجمین مکان دفتری که من گرفتم و از همشون خاطرات خوب و بد زیادی دارم
اما مهم اینه که اینا همشون خونه گرافیک گل سرخی که مثه یه بچه ۶ ساله واسمه
یه بچه ای که تبلیغات و گرافیک کارشه و کارش و جاشو دوست داره
اما تنها چیزی که برام جالبه اینه که پنجره همشون رو به خیابونی باز میشد و میشه
که میشه کلی رفت و آمد ماشینها و آدمارو دید
از زمان خلوتی و کم ترافیکی تا شلوغی و پرترافیکی و همین واسم قشنگه . . . . . .