((سلام سال نو ، سلام دوستان خوب من

سال همه خوب بشه ، ناراحتیتون کمتر بشه ،

خودمون رو بیشتر بشناسیم و بتونیم بهتر باشیم))

اما  . . . .

دیگه نمیتونم در مورد روزها و ایام خاص مثه همین عید حال و هوای اونارو داشته باشم!

این حرف من نیست حرف دل خیلی هاست . . .

درسته که  از لحاظ طبیعت و شمارش اعداد دچار تغییر و تحول در زمین و زمان میشیم

اما به نظر من حتی بزرگترین و اصلیترین مسئله تاریخی و فرهنگی ما که عید باشه هم

مثل خیلی چیزهای دیگه داره کمرنگ و کمرنگتر میشه و حال و هوای عید فقط شده :

 قبلش:حساب کتابهای آخر سال و دغدغه خرید عید و مهمونها و چی بخریم؟چی تازه

کنیم؟سفر بریم؟چند جور میوه؟شیرینی چی؟ لباس چی بخریم ؟عیدی چی بدیم؟

وسطش:یه تحویل سال آبکی یا میرن سفریا میشینند پای تلویزیون تا یه مشت فیلم و برنامه

چرت ببینند  یا مهمونی بدند!به این میگنند عید ایرانی!!!هیچ جا تو هیچ شهری هیچ شادی

و شور حالی از عید نمیبینیم نهایتش هر استان یه رنگی به جدولاش میزنه و یه ورودی

شهرشو درست میکنه چندتا اداره هم میان چندتا سفره هفت سین میچینند دور میدون و جلوی

ادارشون !!!!چهارتا تابلوی سال نو مبارک همین.

آخرش: از بس که عیدمون خوبه سیزده روزش تعطیله انگار مملکت خونه خاله است!

بعدشم که همه یا خسته از مهمونی و سفرند  یا

ناراحت از اتمام این همه مرخصی و روز تعطیل!

تا خودمون و جمع وجور کنیم و حال وهوای عید

از سرمون بره بیرون خلاصه تا اواخر فروردین ماه هم طول میکشه تاادارات و بازار و اقتصاد سال جدید شروع به کار کنه  تا بدونیم

مملکت این همه تعطیلی نمیخواد به خدا!!!!

حدود چهار پنج روزم که قبل عید نوروز نبودیم و دنبال کار عید!

به عبارتی یک ماه خالص تعطیلی واسه یه عید آبکی!!

خدا رحمت کنه مبارک و عمو نوروزو!