سمیرامیس کیست؟ ..................................

 

 

ملکه‌ی اسطوره ای (پیرامون ۸۰۰ پ.م) که به مدت ۸ سال (همسر زئوس خدایای آسمانها) و فرمانروای مقتدر،شجاع، انسان دوست و میهن دوست سرزمین بابل بود که از او و زندگی‌اش داستان‌های بسیاری نقل شده است.افسانه‌هایی که از سوی دیودوروس سیکولوس و ژوستین و دیگران روایت شده‌اند تصویری از زندگی او و رابطه‌اش با نینوس بدست می‌دهند. تلاش‌های گوناگونی صورت گرفته تا او را به عنوان یکی از شخصیت‌های تاریخی شناسایی کنند.نام سمیرامیس شکل یونانی‌شده نام آکادی "سَمّور-آمات" است که معنی «هدیه دریا» می‌دهد.  تاریخ دانان و اسناد گواهی  می دهند که سمیرامیس ایرانی بوده است.

باغ های معلق «سمیرامیس» بابل ،عجایب هفتگانه................

بابل نخستین شهر جهانی تاریخ بشریت محسوب می شود و قبل از هر چیز به خاطر سه اثر ساختمانی برجسته، که برای اهل فن و حرفه ی زمان خود جنجال برانگیز محسوب می شدند، یعنی: برای برج بابل، برای دیوارهای عظیم و مستحکم که به دور شهر کشیده شده بود و برای باغ های معلق سمیرامیس، مشهور و معروف شده بود.
 باغ های معلق هدیه ای بود  از طرف نینوس به همسرش،شاهزاده خانم ایرانی بود و این شاهزاده خانم به همان نام ملكه آشوری «سمیرامیس» بود.سمیرامیس که از  زندگی در بابل خسته شده و بابل برای او ملال‌انگیز گشته بود. شوهرش برای رفع اندوه او با قدرت مطلقه‌ای که داشت دستور ساختن بنایی را داد که در کرانه رود فرات بنا گردی.
 
  بنا بر گزارشهای تاریخی موجود،  نینوس دستور داد باغهای معلق را بسازند تا غیبتهای طولانی خود را نزد ملكه سمیرامیس جبران كند، و همچنین برای همسرش در نینوس جلگه فرات، خاطره كوچكی از كوهستانهای پوشیده از جنگل وطنش، ایران، را فراهم آورد.
 نینوس به تمام سربازان خود دستور داده بود كه هنگام لشكركشی به سرزمینهای دور، هر آنچه را كه از گیاهان ناشناخته می دیدند، از ریشه در آورده و با سرعت، آنها را به بابل ارسال دارند. به این ترتیب در بابل یک باغ بزرگ رنگارنگ ایجاد شد كه نخستین باغ گیاه شناسی جهان به شمار می آمد. باحتمال هر یک از هفت ایوان، باغی مخصوص به خود داشت. از این رو به باغ بابل كلمه جمع
«باغهای معلق» گفته می شده است.
 بنابر نوشته های مشابه نویسندگان یونانی و رومی ،باغهای معلق سمیرامیس چه از نظر زیبایی و شكوه و چه از نظر تنوع گیاهان و گلها، در جهان آن روزگار بی مثال و بی همتا بود.
 «باغهای سمیرامیس» فارغ از محنت کم آبی و گرما، شکوفا و سبز و خرم بود. به طور مسلم این ــ دوگانگی و تضاد در یک محیط ــ بود که باغهای سمیرامیس را در مقام پرافتخار دوم، در فهرست عجایب هفتگانه ی جهان قرار داد.

سمیرامیس فرمانده ای جنگجو ...................................

سمیرامیس علاوه بر ملکه بودن یکی از فرمانده هان و جنگجویان سپاه آمازون نیز بوده است بگونه ای که تاکنون تاریخ جهان شاهد چنین حضوری از یک زن جنگجو نبوده است و از ماندگارترین و پر آوازه ترین حضوردرحماسی یک زن در نبردهای سخت برای خاک ، فرهنگ و انسانها بوده است.  

یک نگاره ایتالیایی از سده هیجده که سمیرامیس را به عنوان یک آمازون مسلح ترسیم می‌کند.

 

 سمیرامیس و ترجمه کتیبه بیستون  ............................................
کتیبه‌ی بیستون را مهم‌ترین مکتوب برای حکومت هخامنشیان نامیده‌اند. کتیبه‌ای حجاری شده بر کوه‌ بیستون در 30 کیلومتری، پیش از رسیدن به شهر کرمانشاه. این نوشتار به کاوش‌ها و مطالعات انجام گرفته در رابطه با این کتیبه، تشریح مشخصات ظاهری و ترجمه متن می‌پردازد
مقدمه : در30 کیلومتری شرق کرمانشاه و در ارتفاع صد متری بر روی صخره‌ای داریوش کتیبه مشهور خود را حک کرده است که تا سال 1835 کسی از راز آن آگاه نبود.


چشمه بیستون محل اطراق کاروان‌ها در دوران‌های مختلف بوده است، برای همین کسانی زیادی کتیبه داریوش را دیده‌اند و شرحی از آن را در سفرنامه‌ها یا خاطرات‌شان گفته‌اند. از قدیمی‌ترین آثار درباره این نوشته، گفته‌های دیودور‌سس سیسیلی است که در قرن اول پیش از میلاد این حجاری را به الهه سمیرا‌میس و صد‌ نیزه داری که اطرافش را گرفته‌اند نسبت داده و گفته است به دستور سمیرا‌میس در زیر نقش برجسته نوشته‌ای با حروف سریانی نقل کرده‌اند. دیودور با تکیه بر نوشته کتزیاس چنین آورده است که صخره مکان مقدسی بوده و به زئوس خدای بزرگ یونانیان تعلق داده است. ایزیدور خاراکسی جغرافی نویس باستان درباره راه کاروان رویی که از شرق بابل تا مرزهای خاوری امپراطوری روم کشیده شده شرحی نوشته و در آن بیستون را باپتانا در ناحیه، کامپادنا نامیده است و می‌نویسد در باپتانا نوشته و تصویری از سمیرا‌میس است و با وجود اختلاف نام بیستون با باپتانا که ایزیدور از آن یاد کرده در یکی نبودن آن‌ها کمتر می‌توان تردید داشت، چون در کتیبه، ‌داریوش از ناحیه کامپادنا در سرزمین ماد در محل کتیبه نام برده شده است

 

جایگاه سمیرامیس به عنوان زن در خاورمیانه ................................

در طول تاریخ، مشهور‌ترین زنان در خاورمیانه زندگی كرده‌اند و هر كدام از این زنان بعنوان الهه‌های آفریدگار و پاسدار حیات، جاودانه مانده‌اند. الهه‌ها نه بصورت موجوداتی مجرد، بلكه در بطن حیات و بعنوان جزئی از آن, هم در امر تولید، هم در امر آموزش و هم بعنوان اشخاصی فداكار و محترم شناخته شده‌اند. اساس مفهوم بركت با برخوردها، ایستارها و خصوصیت هدایتگری زنان مترادف گرفته شده و به دلیل آگاهی‌‌هایشان بر بسیاری از اسرار زندگی، حالت تقدس به خود گرفتند. الهه‌ها، نیروی ویژه زن را بسیار خوب سازماندهی كردند. آنان در عین زمان، انسان‌هایی با خصوصیات چند بعدی بودند. به دلیل زاینده بودنشان، هم ارز با خاك گرفته شده و با این ویژگی به رازق بودنشان برای تمام موجودات طبیعت ایمان آورده بودند.
به رغم تغییر كاراكتر حاكم جامعه، یعنی گذار از یك ساختار زن‌محورانه به یك نظام مردسالارانه، ظهور برخی جنبش‌ها تحت پیشاهنگی زنان، نقش مشخص و قابل توجهی در سیر تاریخ دارد. یكی از این زنان، سمیرامیس است كه در شكل‌گیری كاراكتر او، مهارت تاكتیكی در جنگ و ارزش‌دهی به زندگی انسان‌ها و همچنین تبدیل زیستگاهش به باغ بهشتی ـ باغ‌های معلق بابل را او ساخته است ـ منجر به افسانه‌شدن وی گردید. بطوریكه نام خود را به گوش زمان ما هم رسانده است. به رغم دور بودنش از آرزوهای فردی و هوس اقتدارطلبی و پایبندی به اصول، اما قادر به رهایی از یك پایان غم‌انگیز در برابر سیستم در حال رشد حاكمیت طلب (مردسالارانه) نگردید. به دلیل برخورداری از ویژگی‌های خلاقانه، انسانی و پایبندی‌اش به اصول، در برابر رشد سرطانی آرزوهای فردی سیستم و پلیدیهای آن قادر به تحمل نبوده، و برای رفع تمام ناحقی‌‌‌‌ها مایل به در پیش گرفتن روشهای صلح‌طلبانه بوده است. جنبه‌های بارز سمیرامیس اینها بودند. این ایستار جالب توجه خود را از ویژگی‌های شخصیت زنان خودباور، اگاه و اصیلی گرفته بود كه مدتها قبل از او كرده بودند. همچنین وفاداری زنوبیا به میهن و خلق، و نیز هوش و ذكاوت عملی و جنگاوری‌اش، او را به صورت قابل قبول‌‌ترین و دوست‌داشتنی‌‌ترین ملكه درآورد. پس از تخریب زادگاهش، پالمیرا، از سوی امپراتوری برده‌داری روم، مرگی شرافتمندانه را بر یك زندگی پوچ اسارت‌بار، و بودن بعنوان فردی بی‌میهن و خلق را ترجیح می‌دهد. این موضع‌گیری از سوی مردمان منطقه، بسی
ار باارزش و بامفهوم دیده می‌شود. زنوبیادر واقع سمبل وفاداری زن به انسانیت و خاك است.

سمیرامیس بانی شهرسمیرم ....................................

آو رده‌اند كه «سمیرم» برگرفته از نام «سمیرامیس» ملكه بابل در دنیای باستان است كه روزگاری از این ناحیه گذر كرده استو مدتی در آنجا ماند اما لز لحاظ ریشه کلمه منطقي تر آن است كه وجه تسميه شهر را از كلمه «زميران» بدانيم كه اشاره اي است به زمهرير و سرماي بسيار سخت كه زمستان هاي سميرم به آن متّصف است.سمیرم در ۱۶۵كیلومتری جنوب اصفهان، بین استان‌های فارس، كهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری واقع شده است و دو چشمه زیبا و معروف به نام‌های چشمه خوانسار و چشمه خانعلی دارد. وجود آثار باستانی و كتیبه‌های میخی حك شده بر دل كوه‌ها و سنگ‌های استوانه‌ای كه به «میل» معروفند و گذشته این شهر را به دوران ساسانیان می‌رساند، البته هنوز كاوش باستان‌شناسی ویژه‌ای در این منطقه صورت نگرفته است. سابقه شهرنشینی سمیرم هم به دوره هخامنشیان برمی‌گردد، در جنوب سمیرم مزرعه‌ای به نام كوره (هخامنشیان به شهر كوره می‌گفتند) وجود دارد كه هنوز هم خرابه‌هایی از خانه‌ها و حتی حمام در آن به جا مانده است.آبشار سمیرم یكی از جذاب‌ترین مواهب طبیعی این منطقه است كه بهار هر سال عده زیادی را به سوی خود فرا می‌خواند. اگر دلتان برای دیدن یك رنگین‌كمان رویایی تنگ شده، ایستادن روی تخته‌سنگ‌های رودخانه نزدیك آبشار سمیرم، وقتی كه آفتاب به آبشار می‌تابد را به شدت توصیه می‌كنیم؛ دیدن رنگین‌كمانی كه پشت آبشار درست می‌شود، چیزی نیست كه به همین راحتی‌ها بشود از دست داد.  ماربر، ونك ،شمس آباد و حنا از رودخانه هاي معروف سميرم میباشند كه همگي سرانجام و يكجابه رودخرسان ملحق مي شوند.‌تابد را به شدت توصیه می‌كنیم؛ دیدن رنگین‌كمانی كه پشت آبشار درست می‌شود، چیزی نیست كه به همین راحتی‌ها بشود از دست داد.  ماربر، ونك ،شمس آباد و حنا از رودخانه هاي معروف سميرم میباشند كه همگي سرانجام و يكجابه رودخرسان ملحق مي شوند.البته از تخت‌سلیمان، آب‌ملخ، دهات پادنا و كوهستان سرسبز آن هم نباید غافل شد. چشمه آب ملخ در ۶۰كیلومتری جنوب‌غرب سمیرم واقع شده و حكایت جالبی دارد . 

سمیرامیس در هنر و ادبیات .............................

ولتر نویسنده فرانسوی در سال ۱۷۴۸ نمایشنامه سمیرامیس را نوشت

که یکی از بهترین و ماندگارترین آثار او و ادبیات جهان اوست.

و سمیرامیس .....................................