جلسات هنر درماني در گروه‌هاي کوچک و بزرگ و يا با خانواده‌ها برگزار مي‌شود. شيوه و تکنيک‌هاي متنوعي در هنردرماني وجود دارد. در هنر درماني استفاده از هنر واسطه‌اي براي دستيابي به اهداف درماني مورد توجه قرار مي‌گيرد، به‌عنوان مثال مي‌توان از نقاشي انگشتي، نقاشي رنگ و روغن و گل که واسطه لمسي محسوب مي‌شوند نام برد. ? نقاشي احساسات براي همه بيماران يا به‌عبارتي مراجعان، هنر درماني شکلي از تماس و ارتباط غيرکلامي است که از طريق فاصله انداختن بين افکار و احساسات مشکل‌دار نفعي را عايد آنها مي‌کند و همچنين به بيماران روان‌پريش کمک مي‌کند تا رويا را از واقعيت جدا کنند. تحقيقات نشان داده‌‌اند وقتي افراد در فعاليت‌هايي شرکت مي‌کنند که از آن لذت مي‌برند، فاکتورهاي فيزيولوژيک آنها مانند فشار خون، ضربان قلب و تنفس آهسته‌تر مي‌شود، بنابراين به‌وسيله فعاليت‌ها و ارتباطات هنري مي‌توان کنش‌هايي را در فيزيولوژي و بيولوژي فرد فعال کرد، که آن کنش‌ها توان مقابله فرد در برابر بيماري‌ها را بالا برده، روي سيستم ايمني او تاثير مي‌گذارند. همچنين در بدن ما هورمون‌هايي وجود دارند که روي استرس تاثير مي‌گذارند. کاهش و ترشح اين هورمون‌ها تحت تاثير شرايط محيط است. در يک محيط بيمارستاني ممکن است فرد دچار استرس و حتي افسردگي شود، يک فعاليت هنري خوب مانند يک بازي هنري و موزيکال مي‌تواند تا حدود زيادي در کنترل و کاهش اين حالات مفيد باشد و نه‌تنها روان را تحت تاثير خود قرار بدهد بلکه به‌صورت مستقيم و غيرمستقيم روي جسم هم تاثير بگذارد. خلق هنر فرصتي است تا چشم‌ها و دست‌ها با هم تمرين کنند و بين آنها هماهنگي ايجاد شود و مسيرهاي عصبي بين دست و مغز تحريک وتهييج شود. شما بايد با گل کار کنيد، مجسمه بسازيد، رنگ را برداريد و روي کاغذ يا بوم بکشيد، نمايش اجرا کنيد، وارد قصه شويد و همه اين فعاليت‌ها انسان را وادار مي‌کند، در محيط فعال باشد، در نتيجه ارتباط بيشتري با ديگران خواهد داشت، سطح انرژي‌اش بالا مي‌رود و اعتمادي را که براي مقابله و يا پذيرش بيماري لازم دارد، به‌دست مي‌آورد. آمريکا و اروپا در زمينه تاثير هنردرماني در درمان اختلالات رواني و رفتاري پژوهش‌هاي بسياري انجام داده‌اند. در اين کشورها روي تاثير هنر درماني در کاهش و درمان انواع بيماري‌هاي رواني، از اسکيزوفرني‌ها و افسردگي‌هاي دوقطبي گرفته تا اضطراب و افسردگي و مشکلات هيستريک و وسواس کار شده‌است. پژوهش‌هاي زيادي هم در زمينه روانکاوي و تأثيرات مثبت هنردرماني در درمان بيماراني که مشکلات آنها (مانند؛ اضطراب‌ها، ترس‌ها، افسردگي‌ها و وسواس‌هايشان) به نوعي داراي زمينه‌هاي دروني و ناخودآگاه است، انجام شده. به تازگي هنر درماني وارد حيطه‌هاي رفتارگرايي و شناخت‌گرايي هم شده‌است. هنر درماني در دنيا نه تنها به عنوان روشي براي درمان اختلالات رواني مدنظر است بلکه در درمان و کاهش بيماري‌هاي جسمي هم مورد توجه قرار مي‌گيرد. تحقيقات بيشماري در زمينه تاثير مثبت هنر درماني روي بيماران جسمي مانند مبتلايان به اچ.آي.وي و سرطان و کساني که دچار صدمات مغزي شده‌اند و همچنين بيماراني با مشکلات عصب شناختي انجام شده‌است. در دهه‌‌هاي اخير بيشتر تمرکز هنردرماني روي پيشگيري و بالا بردن سطح سلامت و کيفيت زندگي افراد متمرکز شده‌است. در مورد اينکه با هنر درماني چطور مي‌توان، مردم را توانمندتر کرد و توان مقابله آنها را با مسائل احتمالي زندگي افزايش داد، کارهاي زيادي انجام شده‌است. با استفاده از هنردرماني مي‌توان مهارت‌هاي اجتماعي مردم را افزايش داد. در واقع هنر درماني هم مثل زمينه‌هاي پزشکي بيشتر از اينکه توجه خود را به درمان معطوف کند، در مورد پيشگيري و تقويت بهداشت رواني افراد کار مي‌کند و درمرحله نخست سعي دارد از طريق توانمندي‌سازي انسان از ابتلا به بيماري‌ها جلوگيري کند و در مرحله بعدي به درمان و کاهش بيماري‌ها بپردازند.